ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

176

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

شكست خورده‌اند . زيرا نداشتن استعدادهاى همانند به هيچ وجه موجب نمىشود و نبايد به كسى حق بدهد كه نژادى ديگر يا شخص ديگرى را مورد ستم قرار بدهد ؛ هرگاه ما چنين حقى را به كسى بدهيم ناگزير بايد به اين نتيجهء بىمعنى برسيم كه فرد مستعدتر يا كسى كه به‌هرحال خيال مىكند مستعدتر است مجاز است تمام كسانى را كه از او كمتر استعداد دارند زير سيطرهء خود بگيرد و با آنها رفتارى درخور غلامان داشته باشد ! اما از جانب ديگر من به وراثت و مداومت تربيت از نسلى از انسان به نسلى ديگر معتقدم همانطور كه اين مطلب تا اندازهء معينى در مورد جانوران هم صدق مىكند . كرهء يك اسب عربى هنگامى كه از شكم مادر زاده مىشود خود نيمه تربيتى دارد و به همين نهج هم جوجه هنگامى كه از پوست تخم‌مرغ بيرون مىآيد ؛ در عوض بچهء خر وحشى سركش و لگام‌ناپذير است ، هرچند كه آن را درست روز پس از تولد گرفته باشند و از پستان خر اهلى ماده‌اى شير داده باشند ؛ تازه در نسلهاى بعد است كه كم‌كم آثار توحش از ميان مىرود . وضع آدميزاد هم‌چنين است . تربيت در او به وراثت مىرسد و فقط تربيت مداوم پس از چند نسل متعدد مىتواند به قدرت هوش فوق العاده بدل شود . به رخ ما نكشند كه اغلب فرزندان علما داراى فكر و هوش اندك هستند درحالىكه پسران كارگران مىتوانند به بالاترين مراتب عقلى و فكرى برسند . دانشمندان اغلب در حالى غير متعادل و غير طبيعى هستند و فعاليت فكرى و مغزى آنها قدرت بدنى لازم براى ادامهء نسل را به عقب مىزند ؛ از طرف ديگر در بين دهقانان نيز مردمى صاحب فكر و تعقل يافته مىشوند كه قدرت فكرى بسيار خود را به اعقابشان به ارث مىدهند . به‌هرحال جاى اين تحقيق و تجربه باقى است كه پس از يك دورهء طولانى و مداوم فرهنگ و تمدن آيا قريحه و استعداد زنگيان با استعداد مردمى از نژاد قفقاز در يك سطح قرار نمىگيرد . با در نظر داشتن واردات قليل برده و رفتار انسانى كه در ايران با آنها مىشود ديگر نبايد موجب شگفتى شود كه دولت انگليس تلاشى نمىكند تا متحد خود امام مسقط را مانع از برده‌فروشى شود . مركز برده‌فروشى ايران در شهر شيراز است ؛ از آنجا برده‌ها توسط كاروانها به ساير شهرها برده مىشوند . قيمت يك بچهء غلام بين 12 تا 18 تومان در نوسان است . رقم بالاى هفتاد تومان براى خريد كنيز زيبائى حبشى پرداخته شد كه من خود شاهد آن بودم . حاكم شيراز گاه‌گاه كنيز و غلام مىخرد و آنها را به دربار سلطنتى و بعضى اعاظم هديه مىدهد . رسم است كه چند غلام و كنيز به عنوان مهتر با هر خانم متشخص همراهى كنند . بر طبق قوانين ايران داشتن غلام براى اروپائيان ممنوع است ؛ اما خوب ، اين اصل هم بدون خلل و استثنا نيست . در شيراز و چه در تهران چند نفر از اروپائيان غلام نگاه داشته‌اند . اما اين برده‌ها به ميل و دلخواه خود مىتوانند خانهء ارباب را ترك گويند ؛ كافى است كه فقط بگويند به عنوان مسلمان حاضر نيستند در منزل يك مسيحى خدمت كنند و بدين ترتيب آنها يا آزادند